تبليغاتX
آهنگ

آهنگ

amir_?????_LOVE

تصویری برای موبایل

بکگراندی برای موبایل

بکگراند موبایل

بکگراند موبایل

بکگراند موبایل

بکگراند موبایل

بکگراند موبایل

بکگراند موبایل

بکگراند موبایل

اینا چندتا بکگراند متحرک موبایل هستند   ۱ ساعت آپ کردم

بازم براتوون می زارم              جان من یه نظری بدین 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 22:53  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 16:35  توسط امیر   | 

آهنگ تیتراژ اول او یک فرشته بود

اگه خواستین نظرو بدین

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 16:33  توسط امیر   | 

انواع بله

انواع بله

کلمه بله هنگام خطبه عقد بسته به نوع عروس خانم انواع مختلف دارد

عروس عادي : بله
عروس کمي لوس : بع... له
عروس با کلاس : اوکي
عروس خارج رفته : يس
عروس سنتي : آره
عروس خجالتي : اوهوم
عروس متکبر : فقط کله اش را تکان مي دهد
عروس وحشت زده : ها
عروس بي حوصله : خوب
عروس دست پاچه : باشه ، باشه

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:12  توسط امیر   | 

دوست داشتن از عشق برتر است

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يک جور جوشش کور است و پيوندي از سر نابينائي ، اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميکند و تا هرجا که يک روح ارتفاع دارددوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميابد
عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي متجلي ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشترکي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه خاص خويش دارد و از روح رنگ ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر کدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعمي و عطري ويژه خويش دارد ، مي توان گفت که به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست
عشق با شناسنامه بي ارطبات نيست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر ميگذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست
عشق در هر رنگي و سطحي ، با زيبائي محسوس ، در نهان يا آشکار ، رابطه دارد . چنانکه " شوپنهاور" ميگويد : (( شما بيست سال بر سن معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه کنيد ))!
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبائي هاي روح که زيبائي هاي محسوس را به گونه اي ديگر ميبيند . عشق طوفاني و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت
عشق با دوري و نزديکي در نوسان است ، اگر دوري به طول بينجامد ضعيف ميشود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال ميکشد .و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و (( ديدار و پرهيز )) ، زنده و نيرومند ميماند . اما دوست داشتن با اين حالت نا آشناست . دنيايش دنياي ديگريست


عشق جوششي يکجانبه است ، به معشوق نمي انديشد که کيست ، يک خود جوشي ذاتي است ، و از اين رو هميشه اشتباه ميکند . در انتخاب به سختي ميلغزد و يا همواره يکجانبه ميماند و گاه ميان دو بيگانه ناهماهنگ ، عشقي جرقه ميزند و چون در تاريکي است و يکديگر را نميبينند ، پس از انفجار اين صاعقه است که در پرتو روشنائي آن چهره يکديگر را ميتوانند ديد و در اينجاست که گاه پس از جرقه زدن عشقعاشق و معشوق که در چهره هم مينگرند ، احساس ميکنند هم را نميشناسند و بيگانگي و نا آشنائي پس از عشق – که درد کوچکي نيست – فراوان است
اما دوست داشتن در روشنائي ريشه ميبندد و در زير نور سبز ميشود و رشد ميکند و از اين روست که همواره پس از آشنائي پديد ميايد . و در حقيقت در آغاز دو روح خطوط آشنائي را در سيما و نگاه يکديگر ميخوانند ، و پس از ((آشنا شدن)) است که ((خودماني)) ميشوند - دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عين رو در بايستي ها احساس خودماني بودن کنند و اين حالت به قدري ظريف و فرار است که به سادگي از زير دست احساس و فهم ميگريزد - و سپس طعم خويشاوندي و بوي خويشاوندي و گرماي خويشاوندي از سخن و رفتار و کلام يکديگر احساس ميشود و از اين منزل است که ناگهان ، خود بخود ، دو همسفر به چشم ميبينند که به پهندشت بيکرانه مهرباني رسيده اند و آسمان صاف و بي لک دوست داشتن بر بالاي سرشان خيمه گسترده است و افقهاي روشن و پاک و صميمي (( ايمان)) در برابرشان باز ميشود و نسيمي نرم و لطيف - همچون روح يک معبد متروک که در محراب پنهاني آن ، خيال راهبي بزرگ نقش بر زمين شده و زمزمه درد آلود نيايش مناره تنها و غريب آنرا به لرزه در مياورد – هر لحظه پيام الهان هاي تازه آسمانهاي ديگر و سرزمين هاي ديگر و عطر گلهاي مرموز وجانبخش بوستانهاي ديگر را به همراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه اي بازيگر و شيرين و شوخ ، هر لحظه ، بر سر و روي ايندو ميزند
عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني ((فهميدن)) و ((انديشيدن)) نيست . اما دوست داشتن در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر ميرود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين ميکند و با خود به قله بلند اشراق ميبرد
عشق زيبائي هاي دلخواه را در معشوق ميافريند و دوست داشتن زيبائي هاي دلخواه را در دوست ميبيند و ميابد

عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي ، بي انتها و مطلق
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن
عشق بينائي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد
عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار از اطمينان
عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير
از عشق هرچه بيشتر ميشنويم سيرابتر ميشويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر ، تشنه تر
عشق هرچه ديرتر ميپايد کهنه تر ميشود و دوست داشتن نو ت
عشق نيروئيست در عاشق ، که او را به معشوق ميکشاند ؛ دوست داشتن جاذبه ايست در دوست ، که دوست را به دوست ميبرد . عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست
عشق معشوق را مجهول و گمنام ميخواهد تا در انحصار او بماند ، زيرا عشق جلوه اي از خود خواهي يا روح تاجرانه يا جانورانه آدميست ، و چون خود به بدي خود آگاه است ، آنرا در ديگري که ميبيند ؛ از او بيزار ميشود و کينه برميگيرد . اما دوست داشتن ، دوست را محبوب و عزيز ميخواهد و ميخواهد که همه دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ، داشته باشند . که دوست داشتن جلوه اي از روح خدائي و فطرت اهورائي آدميست و چون خود به قداست ماورائي خود بيناست ، آنرا در ديگري که ميبيند ، ديگري را نيز دوست ميدارد و با خود آشنا و خويشاوند ميابد
در عشق رقيب منفور است و در دوست داشتن است که (( هواداران کويش را چو جان خويشتن دارند )) که حصد شاخصه عشق است چه ، عشق معشوق را طعمه خويش ميبيند و همواره در اضطراب است که ديگري از چنگش بربايد و اگر ربود ، با هردو دشمني ميورزد و معشوق نيز منفور ميگردد و دوست داشتن ايمان است و ايمان يک روح مطلق است ، يک ابديت بي مرز است ، از جنس اين عالم نيست
عشق ريسمان طبيعي است و سرکشان را به بند خويش در مياورد تا آنچه آنان ، بخود از طبيعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ ميستاند ، به حيله عشق ، بر جاي نهند ، که عشق تاوان ده مرگ است و دوست داشتن عشقي است که انسان ، دور از چشم طبيعت ، خود ميافريند ، خود بدان ميرسد ، خود آنرا ((انتخاب)) ميکند . عشق اسارت در دام غريزه است و دوست داشتن آزادي از جبر مزاج . عشق مامور تن است و دوست داشتن پيغمبر روح . عشق يک (( اغفال )) بزرگ و نيرومند است تا انسان به زندگي مشغول گردد و به روزمرگي – که طبيعت سخت آنرا دوست ميدارد – سر گرم شود و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خود آگاهي ترس آور آدمي در اين بيگانه بازار زشت و بيهوده .عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن . عشق غذاخوردن يک حريص گرسنه است و دوست داشتن (( همزباني در سرزمين بيگانه يافتن )) است

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:6  توسط امیر   | 

بنی ادم اعضای یکدیگرن

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم
بد نيست اگرخانه ما سيماني است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم
هر وقت زيادمان دلي ميشکند
بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم
من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب
بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:3  توسط امیر   | 

آخره خندستتتت

يک نامه با حال

اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه

سلام

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم

بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 13:56  توسط امیر   | 

عشقولانه

اعترافهاي عاشقانه

چه سخت است دل كندن
چه سخت است فراموش كردن، بي خيال شدن، خود را به آن راه زدن
اين سختي، تقاص سكوت است
تقاص فاصله اي است كه سكوت خالق آن است

دانه هاي درشت برف آرام و بي صدا روي زمين مي نشيند. صداي گهگاه برخورد قطرات ناشي از آب شدن برف با لبه بيروني قاب پنجره است كه سكوت را مي شكند و من را به خود مي آورد
هفت روز گذشت و گويي فضاي سياه حاكم بر اتاق كوچك من مقاوم تر از هجوم سپيدي بيرون است
هفت روز گذشت و نامه بدون نام و نشان روي ميز كه مي دانم متعلق به كيست، يك ماه است كه دست نخورده خاك مي خورد. . دقيقا سي و سه روز
هفت روز است كه اتاق را ترك نكرده ام. در اين روزهاي تنهايي كه مي دانم خواهند ماند و تمام جانم را خواهند گرفت، تاب سپيدي را ندارم. تاب روشنايي و نور و طلوع را ندارم
تاب ديدن شادي بچه هاي دبستاني در روزهاي تعطيلي مدارس بخاطر بارش برف را ندارم
تاب شادي فروش يك هفته اي آخرين كتابي كه يك سال تمام وقتم را گرفت تا بتوانم عقده هاي فروخورده ام را با عنوان «اعترافات عاشقانه» به نوعي خالي كنم و آنرا به او كه باورم نكرد تقديم كنم را ندارم
نامه بي نام و نشان روي ميز راحتم نمي گذارد. مي دانم كه طاقت نخواهم آورد. سي و سه روز لجبازي بس است
برف همچنان آرام و بي سر و صدا مي بارد
به سراغ نامه مي روم. مثل هميشه توي پاكت و اينبار لاي گزارش كذايي پروژه پايان ترم. اسم او در كنار اسمم روي جلد پروژه آرامم مي كند
پاكت را باز مي كنم. تر و تميز مثل هميشه روي يك طرف كاغد كلاسور خوش خط و خوانا و باز مثل هميشه بدون شماره صفحه
ده صفحه كلاسور جلوي رويم است. همه چيز عادي است اما
صفحه اي كه روي همه صفحات قرار دارد برخلاف هميشه با « به نام خالق عشق» آغاز شده است
نمي دانم ولي اولين بار است كه دوست دارم نوشته اي از او را تا انتها بخوانم. آن هم نه يكبار بلكه صدهزار بار. تا شايد بتوانم براي هميشه همه چيز و همه كس را فراموش كنم
پشت ميز كوچكم مي نشينم. روي ميز را مرتب مي كنم. همه چيز بايد آراسته باشد. براي خواندن و شنيدن آماده ام. او با آخرين نوشته اش رفت

به نام خالق عشق
سلام به شكيبايي و صبر
مي دانم كه برف عمرش كوتاه است و سپيدي اش جاودان
مي دانم كه با رفتن پاييز سپيدي مي آيد، ترنم دلپذير عشق مي آيد، قدم زدنهاي عاشقانه روي زمين برفي در تنهايي غريبانه سكون مي آيد، اما اين را هم مي دانم كه بهار نخواهد آمد. تا، روز آخر زمستان را نبينيم بهار را ايمان نخواهم آورد و مطمئن باش تا روز آخر زمستان فرسنگها فاصله است
مي خواهم اعتراف كنم. اعترافهاي عاشقانه ام را اعتراف كنم
حال كه ديگر نخواهمت ديد و چشمم به چشمهاي هميشه منتظرت نخواهد افتاد، توان نوشتن اعترافهاي فروخروده ام را مي يابم
به ترم آخر نرسيده رفتني شدم
يا دانشكده مرا تاب نياورد، يا من دنيا را، يا دنيا نوشته هايم را، يا نوشته هايم انتظار تو را، صبر و استقامت شش ساله تو را
با اينكه مي توانستي زودتر از اينها از اين خراب شده لعنتي بري و همه چيز را پشت سرت به خاك بسپاري، ماندي
شايد نذر و نيازها و دعاهاي من بود كه مستجاب شد تا تو يك ترم ديگر بماني و صد و خورده اي از پول فروش كتابت رو دو دستي تقديم مسئول ثبت نام بكني. و بگذار اعتراف كنم وقتي كارنامه ات رو ديدم و وقتي اونو جلوي روي من پاره كردي و با خشم و بدون خداحافظي رفتي، از خوشحالي رفتم يه كلاس خالي پيدا كردم و هزار بار روي تخته سياه نوشتم: خدايا دوستت دارم
سرزنشهاي من بخاطر افتادن واحدهايت همه اش به خاطر لجبازي بود
اما، تو جدي گرفتي
حتي آن يك هفته اي كه نمي خواستم چهره زيبايت را ببينم همه اش از خوشحالي بود. نمي خواستم ببينمت چون هيچ دلم نمي خواست كه مجبور بشم فيلم بازي كنم و علي رغم ميل باطني ام با تو رفتار كنم
نمي دانم چطور اين ترم هم گذشت و باز، تو6 واحد رو گذاشتي براي ترم دوازدهم و ماندي. ماندي تا اسمم در كنار نام زيبايت در پروژه پايان ترم هر دويمان حك شده و زركوب به يادگار بماند
وقتي هنگام ارائه پروژه در كمال خودخواهي هشتاد درصد پروژه را تحقيقات گسترده و وتلاش شبانه روزي خودم به تنهايي عنوان كردم مي خواستم براي بار آخر چهره عصباني ات را ببينم
مي خواستم براي بار آخر، دل سير خشم و نفرت را در چهره منحصر بفردت ببينم تا بتوانم فراموشت كنم... كه تو فراموشم كردي. و اينبار با جديت تمام رفتي كه رفتي
اگر نگاهت نمي كردم و يا خودم را مي زدم به اون راه كه انگار نديدمت منتظر بودم بيايي... بيايي تا
و تو ديگر نيامدي
روز امتحان آخر از اول صبح منتظرت بودم .... منتظر بودم سوالي را كه مدتها پيش از من پرسيدي و گفتم نمي دانم بگويم كه مي دانم و خوب هم مي دانم
و تو نيامدي و من سر جلسه امتحان نرفتم تا شايد تو بيايي و تو نيامدي و اولين صفر كارنامه چهارساله دوران دانشجويي ام بخاطر تو بود. فقط به خاطر تو.... و تنها صفري است كه عاشقانه دوستش دارم
آن صفر توي كارنامه را به خاطر تو دوست دارم
ديگر نمي توانم بنويسم
آخرين نوشته ام هم درباره تو بود. تويي كه طنين صدايت ونوازش دستهايت، سنگيني خاك را كنار خواهد زد و آرامش را برايم به ارمعان آورد
تحمل اين زندگي رو ندارم. از خودم بدم مي آد
بس است
شايد خاطرات بيادماندني گذشته آرامم كند
تنهايم نگذار


و آن آتش سوزي وحشتناك بود كه او را برد و او ناباورانه رفتنش را خود رقم زد و ناله و شيون بود كه سكوت را شكست
او ديگر نيست كه ببيند اعترافات عاشقانه ام با نام زيباي او آغاز شده است
او ديگر نيست كه بداند من هيچ گاه دانشگاه را تمام نخواهم كرد
او نيست كه وقتي مرا از دور مي بيند وانمود كند كه مرا نديده
و
او هيچگاه بهار را ايمان نياورد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 13:55  توسط امیر   | 

آموزش خوش تیپی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چند روش براي خفن شدن تيپ پسرها

 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 13:52  توسط امیر   | 

سخنی چند از .....

عشق را ديوانگی بايد

اگه كسي ديونه ات بود عاشقش باش

اگه عاشقته دوسش داشته باش

اگه دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه نشون داد ، فقط بهش يه لبخند بزن

اينطوري وقتي هميشه ازش يه پله عقب تر باشي

اگه يه وقتي خسته شد و يه پله ازت عقب موند تازه ميشيد مثل هم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 13:50  توسط امیر   | 

این دیگه آخره خرییت!!!!!!!!!

عشق به اين مي گن

 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 13:47  توسط امیر   | 

علت دیوانگی

علت ديوانگي

پزشك قانوني به تيمارستان دولتي سركشي مي‌كرد. مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي باهوش مي‌آمد. او را پيش خواند و با كمال مهرباني پرسيد كه: شما را به چه علت به تيمارستان آورده‌اند؟

مرد در جواب گفت: آقاي دكتر! بنده زني گرفته‌ام كه دختر هجده‌ساله‌اي داشت. يك روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادرزن پدر شوهرش شد. چندي بعد دختر زن بنده كه زن پدرم بود پسري زاييد. اين پسر، برادر من شد زيرا پسر پدرم بود

اما در همان حال نوه زنم و از اينقرار نوه بنده هم مي‌شد و من پدر بزرگ برادر ناتني خود شده بودم. چندي بعد زن بنده هم زاييد و از آن روز زن پدرم خواهر ناتني پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد. در صورتي كه پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمنا نوه او بود

از طرفي چون مادر فعلي من، يعني دختر زنم، خواهر پسرم مي‌شود، بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شده‌ام. ضمنا من پدر و مادر و پدربزرگ خود هستم، پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است

آقاي دكتر!‌ اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي‌شديد،‌ قطعا كارتان به تيمارستان مي‌كشيد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 13:45  توسط امیر   | 

عکس بریتنی

یه نظرم بدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 19:59  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 18:49  توسط امیر   | 

اگه نظر بدین  یه عکس او محسن چاوشی می زارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 12:44  توسط امیر   | 

بابا  ما ۲ نفر خودمونو کشتیم   تا این وب لاگو  آپ کنیم

شما زورتوون میاد  نظر بدین

خیلی  ممنون                                   a&sh

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 12:42  توسط امیر   | 

Farrokh

Single

Dj Shahram

Gole Hayahoo

 

Persian Albums : ................................................................................................................................

Shahla Sarshar

Golzar

New Music

Single Song ( Part II )

New Music

Single Song ( Part I )

Toofun

Tango

Benyamin

Tou Mitooni

Meysam Babaei , Masoud Ahmadvand

M2

Soheil Salimi

Cheshmato Naband

Keyvan Tafteh

Mark Asheghi

Ali Reza

Single

Raha Shayan

Zire Khate Faghr  

Mehdi Zaki Zadeh

Tou Mano Davat Kon

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 22:25  توسط امیر   | 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج ‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره. به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه.
و اما...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 20:1  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 22:21  توسط امیر   | 

دختري از پسري پرسيد كه اونو قشنگ ميبيني ؟

پسر گفت نه

دختر پرسيد  ميخواي تا آخر عمر كنارش بموني؟

پسر گفت نه

دختر پرسيد اگه از او ن جدا بشي گريه ميكني؟

پسر گفت نه

دختر آهي كشيدو اشك از چشماش جاري شد

پسر بازوهاي او را فشرد و گفت:

تو قشنگ نيستی بلكه زيبايي 

من نميخواهم كه تا آخر عمر با تو بمانم

من نياز دارم كه تا ابد با تو باشم

اگه تو بري من گريه نميكنم من ميميرم

تا ابد در قلب منی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 22:1  توسط امیر   | 

دستت درد نکنه shirinjoo000n

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 20:1  توسط امیر   | 

در این پست می خوام ببینم نظر شما در باره ی انرژی هسته ای چیه؟

ایندفه دیگه برای من نیست نظراتوون

برای انرژی هسته ای  هست.

نظرها ی خودتوونو بزارید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 19:38  توسط امیر   | 

اینم چندتا عکس  با حال

برای دیدن روی  ادامه مطلب  برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 19:27  توسط امیر   | 

برای این عکس هم که شده یه نظره کووچوولو بدین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:53  توسط امیر   | 

file:///C:/Documents%20and%20Settings/amir/My%20Documents/My%20Pictures/hakan.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:46  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:42  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:25  توسط امیر   | 

اشی مشی ( حامد هاکان ) درخواستی

 تا اهنگ از محسن چاوشی ... ( کاستم بخریدا )  اینقدرم درخواست نکنید ...  آهنگها کامل هم هست

 

لنگه کفش  

 

رییس خوشکلا

 

 

عشق دوحرفی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 21:0  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 20:59  توسط امیر   | 

آلبومم جدید محسن چاوشی اومده

لنگه کفش

اگه شد می زارم برای دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 19:33  توسط امیر   | 

بابا من این همه آهنگ  براتوون گذاشتم

شما  نمیتونید  روی  گزینه ی  نظر بدهید   کلیک  کنید

 

منم باید یه تشویقی  نظری   داشته باشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 22:2  توسط امیر   | 

amir_h_endrafigh

 

این id من هست

اگه خواستین  add  کنید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 19:29  توسط امیر   | 

دوستان

همگی ببخشید

که نتونستم آپلود کنم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 19:26  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 18:9  توسط امیر   | 

فاجعه ی سقوط هواپیمای فالکن در ارومیه و کشته شدن فرماندهان سپاه

يک فروند جت متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ايران در يک پرواز داخلی سقوط کرده و سرنشينان آن از جمله تعدادی از فرماندهان و مقامات ارشد سپاه کشته شده اند.
روز دوشنبه، 9 ژانويه، سردار مسعود جزايری، سخنگوی سپاه پاسداران، گفت که بامداد روز دوشنبه يک فروند هواپيمای نظامی از نوع جت فالکن که در ساعت 9 بامداد از تهران به مقصد شهرستان اروميه، در شمال غرب ايران، پرواز کرده بود حدود ساعت 10 و پانزده دقيقه در حوالی روستای آيدين لو در 12 کيلومتری غرب اروميه سقوط کرد.

خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - از قول آقای جزايری گزارش کرده است که سردار احمد کاظمی، فرمانده نيروی زمينی سپاه پاسداران، و ده تن ديگر از مسئولان اين نيرو و کادر پرواز هواپيما در اين حادثه جان خود را از دست داده اند.

به گفته وی، سعيد مهتدی، فرمانده لشگر 27 رسول الله نيز از جمله کشته شدگان سانحه سقوط اين هواپيماست.

خبرگزاری ايرنا از قول منابع آگاه در سپاه پاسداران گزارش کرده است که برخی از سرنشينان ديگر اين هواپيما عبارت بوده اند از سعيد سليمانی، معاون عمليات، حنيف، مسئول اطلاعات، يزدانی، فرمانده يگان توپخانه و رشادی، معاون نيروی زمينی سپاه پاسداران.

ايرنا اسامی ساير کشته شدگان اين حادثه را آذين پور و اسدی، از اعضای دفتر فرماندهی نيروی زمينی سپاه، کربندی، خلبان و دو نفر به اسامی بصيری و الهام نژاد گزارش کرده است.

پيشتر از کشته شدن سيزده و يا پانزده نفر در اثر سقوط هواپيمای جت فالکن خبر رسيده بود اما سپاه پاسداران اينک کشته شدن يازده نفر را تاييد کرده است.

هواپيمای جت فالکن از جمله هواپيماهای کوچک مسافر بری و مجهز به امکانات رفاهی برای مسافران است که در کشورهای مختلف مورد استفاده مقامات و مديران ارشد شرکت ها قرار می گيرد.

ظاهرا سپاه پاسداران نيز از اين هواپيما برای حمل و نقل فرماندهان ارشد خود استفاده می کرده است.

اين دومين مورد سقوط يک هواپيمای نظامی در ايران در خلال کمتر از يک ماه است.

در ماه دسامبر، سفوط يک هواپيمای ترابری نيروی هوايی در نزديکی تهران به کشته شدن بيش از يکصد نفر، از جمله خبرنگارانی منجر شد که برای پوشش دادن به يک مانور نظامی عازم جنوب اين کشور بودند.

فاجعه فالکن در حالی رخ داده که هنوز مدت زیادی از انفجار هواپیمای 130-c ارتش نگذشته و داغ این مصیبی ملی با مرگ ده‌ها خبرنگار و فیلمساز همچنان بر دل مردم سنگینی می‌کند. اما به راستی جایگاه امنیت پرواز در آسمان ایران کجاست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 17:59  توسط امیر   | 

ی معما

بودوووووووووو

اصل خندست

بیاید  تو ادامه ی  مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 17:50  توسط امیر   | 

GmaiL  هركي مي خواد  مايل بزن  

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 17:37  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 21:26  توسط امیر   | 

اگه   آهنگي      برنامه اي    چيزي مي خواين

 

نظر بدين

براتوون  ميزارم

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 15:48  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 15:45  توسط امیر   | 

هرکی  gmail  ميخواد

مايل  برام  بزنه

البته  اگه مي خواين

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 15:38  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 14:3  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 14:1  توسط امیر   | 

بابا یه نظری  چیزی  بزارید
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 19:20  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 15:48  توسط امیر   | 

اینم مجموعه 20 موزیک زیبا برای موبایل با حجم کم

موزیک موبایل دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:17  توسط امیر   | 

این هم 2 تا آهنگ جدید و داغ و پر طرفدار

 

وقتی رفتی ( محسن چاوشی و یگانه )

هنوز ( محسن یگانه )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:16  توسط امیر   | 

-ا-------------محسن چاوشی-----------------

 

این هم موزیک جدید تهمت ناروا از محسن چاوشی

این موزیک هم تقدیم به عاشقان محسن چاوشی ؟؟

من که میمیرم برای صداش ...

 

تهمت ناروا یا عشق اهورا ( محسن چاوشی )

 

اینم لینک زیپ نشده موزیک بالا  (دانلود )

 

 با سلام امروز با 2 تا موزیک جدید اومدم

 محسن چاوشی (اسپانیایی)

محسن یگانه ( چی بگم )

این  آهنگا  دیگه  آخرشه

 

تقدیم  به اقا  امین   و  دوستدارانه  محسن  جان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:16  توسط امیر   | 

=======================================

پوستر های جدید محسن چاوشی ( داغ داغ جدید جدید )

 

 پوستر قاتل حرفه ای

 

پوستر محسن چاوشی

 

پوستر چاوشی ( امام رضا )

 

چاوشی ( سیاهی )

========================

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:14  توسط امیر   | 

اینم چند تا موزیک که ترکوندن

 

با من بمون ( نیما چهرازی ) بسیار زیباست

 

ترک غربت (جمشید ) بسیار زیبا  ( ترکونده )

 

دختر فراری ( کامران دلان ) درخواستی و زیبا

 

ملکا ذکر ... ( مهران احراری ) درخواستی

 

برقص ( نیما چهرازی ) بسیار زیباست

 

کلاغ سیاه ( نیکی کریمی ) درخواستی

 

وطن فروس ( عرشیا ) کامل و درخواستی

 

ای کاش ( عرشیا ) خیلی قشنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:9  توسط امیر   | 

این هم لینک های جدید یگانه و هاکان  

 

  

تو این زمونه  (چاوشی و هاکان )

 

جمعه  ( یگانه )

 

سوت و کور ( حامد هاکان ) کامل  و 8 دقیقه

 

هنوز ( محسن یگانه ) کامل

 

آهای خوشکل عاشق ( محسن یگانه )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:9  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:8  توسط امیر   | 







چند تا اهنگ زیبا و جدیدی برای دانلود ...





عروسک ( حامد هاکان )



دنیای عشق ( بنیامین mp3 خیلی زیباست )



دیجی میکس ( حامد هاکان و آرش )



فریاد از عشق ( وحید ...اینم قشنگه )



خون جگر ( محسن یگانه .. اینو دانلود کنید )



نگاه سرد تو ( حامد هاکان )



رسم روزگار ( حامد هاکان )



شکایت سفر ( حامد هاکان )
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:50  توسط امیر   | 

یه سلام عاشقونه بزن بریم آزیتا مادر شوهر برره بیکاری



دیجی بامشاد کلاه قرمزی کتک سبزی سردرد سردرد 2 شب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:41  توسط امیر   | 

پوستر های جدید محسن چاوشی ( داغ داغ جدید جدید )



پوستر قاتل حرفه ای



پوستر محسن چاوشی



پوستر چاوشی ( امام رضا )



چاوشی ( سیاهی )
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:41  توسط امیر   | 

شهد مسموم ( اشانت )



آتش عشق ( آلبوم اول )



قید منو دیگه بزن ( اشانت)



شعر سپید ( اشانت ) درخواست زیاد



سه شنبه ها ( اشانت )



در ضمن آلبوم لنگه کفش چاوشی به زودی روانه بازار می شود ...
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:40  توسط امیر   | 

اینم چند تا موزیک که ترکوندن



با من بمون ( نیما چهرازی ) بسیار زیباست



ترک غربت (جمشید ) بسیار زیبا ( ترکونده )



دختر فراری ( کامران دلان ) درخواستی و زیبا



ملکا ذکر ... ( مهران احراری ) درخواستی



برقص ( نیما چهرازی ) بسیار زیباست



کلاغ سیاه ( نیکی کریمی ) درخواستی



وطن فروس ( عرشیا ) کامل و درخواستی



ای کاش ( عرشیا ) خیلی قشنگه
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:38  توسط امیر   | 



این هم لینک های جدید یگانه و هاکان







تو این زمونه (چاوشی و هاکان )



جمعه ( یگانه )



سوت و کور ( حامد هاکان ) کامل و 8 دقیقه



هنوز ( محسن یگانه ) کامل



آهای خوشکل عاشق ( محسن یگانه
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:37  توسط امیر   | 

حامد هاکان<===Bachegiya

قناری من

Az Inja dl konid

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:37  توسط امیر   | 

----------------محسن چاوشی-----------------



این هم موزیک جدید تهمت ناروا از محسن چاوشی

این موزیک هم تقدیم به عاشقان محسن چاوشی ؟؟

من که میمیرم برای صداش ...



تهمت ناروا یا عشق اهورا ( محسن چاوشی )



اینم لینک زیپ نشده موزیک بالا (دانلود )



با سلام امروز با 2 تا موزیک جدید اومدم


محسن چاوشی (اسپانیایی)

محسن یگانه ( چی بگم )
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:36  توسط امیر   | 

ID   خدموو  ك   دادم

حداقل  يه  پي امي    چيزي  بدين

يا   اد    كنيد 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 22:11  توسط امیر   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 22:4  توسط امیر   | 

جك

لطیفه

۱-تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

۲-تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

۳-تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

۴-تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

۵- تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

۶- تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

۷-تركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!!

۸-به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!

۹-از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

۱۰-به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!
می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!
می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!

۱۱-ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))

۱۲- يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!

۱۳-يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

۱۴-تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!

۱۵-تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!

۱۶-تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

۱۷-تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!

۱۸-تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

۱۹-تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!

۲۰-تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!

۲۱-به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!

۲۲-به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!

۲۳-تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

۲۴-تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

۲۵-تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!

۲۶-به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

۲۷-تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!

۲۸-ركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!

۲۹-از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!

۳۰-تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!

۳۱-تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!

۳۲-تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!

۳۳-به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

۳۴-تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!

۳۵-تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!

۳۶-تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!

۳۷-تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!

۳۸-تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!!

۳۹-تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

۴۰-ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟
تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

۴۱-تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.
تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

۴۲-تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

۴۳-ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!

۴۴-تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!

۴۵-تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!

۴۶-تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!

۴۷-تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!

۴۸-رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!

۴۹-تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!

۵۰-به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 22:1  توسط امیر   | 

ببخشید  

به خدا شرمنده  آپلود نکردم    soori

در هر صورت عذر مي خوام

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 21:58  توسط امیر   |